ميرزا خانلرخان

27

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

كشتى واقع است انبار امتعه و ذغال‌سنگ و ما يحتاج و ضروريات كشتى است . مرتبهء وسط نيز منقسم است به سه قسمت : قسمت وسط فضايى است مثل خلوت سرپوشيده . اطراف ، راهرو و محل گردش است . صندليها گذاشته ، گاهى مىنشينند . اسبابى كه جزو امتعه و لايق انبار نباشد ، از قبيل لباس و غيره در آنجا مىگذارند كه براى صاحبش دسترس باشد . وسط اين فضا پنج ذرع در پنج ذرع ، به مرتبهء تحتانى به محازات چرخها و ترنبه‌هاى ( تلمبه ) متحرك ، باز است و به آن دستگاه ديگ و چرخها و ميلها ناظر است . دو قسمت جنبين آن را كه در مقدم و مؤخر كشتى واقع است ، قمره « 1 » مىگويند . آن را ( كه ) در مقدم كشتى است قمرهء دويم و قسمت مؤخر را قمرهء اول مىگويند . هريك از اين دو قمره اطاق است وسيع . در وسط ميزى گذاشته ، اطراف متصل به يكديگر نيم‌تخت و صندلى چيده‌اند ، در كمال نظافت و پاكيزگى كه ابدا به قدر يك نقطه در هيچيك از اسباب و در و ديوارش نمىتوان پيدا كرد كه بىجلا باشد . هرفقره از اسباب منقوله و منصوبه‌اش كه شخص مىبيند ، يقين مىكند كه تازه ساخته شده و امروز اول استعمال آن است . در قمرهء اول هشتاد نفر در سر ميز مىنشينند و غذا مىخورند . در قمرهء دويم پنجاه نفر . در قمرهء اول شش چراغ لامپه آويخته . در قمرهء دويم سه چراغ ، و اين دو مجلس محل غذا خوردن است . صبح كه اهل كشتى از خواب برمىخيزند ، در اين دو اطاق در سر ميز حاضر شده ، پيشخدمتها هر آدمى را يك پياله قهوهء شيرين مىدهند . بعد از صرف قهوه متفرق شده هركس به هرجا و هرحالت مايل است مشغول مىشود . چهار ساعت كه گذشت پيشخدمتها اسباب نهار در سر ميزها حاضر كرده ، براى هرشخص يك دستمال تازهء بسيار پاكيزهء كتان سفيد با كارد و چنگال و قاشق مفضض « 2 » و سه بشقاب خالى روى يكديگر چيده ، مىگذارند . در اطراف ميز و مقابل هر شخص يك بطرى شراب سربسته و يك تنگ بلور آب خوردن و يك استكان

--> ( 1 ) - تالار يا سالن ( 2 ) - آب نقره داده‌شده